محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
60
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
اندوه آن ايمن نيست ، دنيا بسيار فريبنده و بسيار زيانرساننده است ، دگرگون شونده و ناپايدار ، فناپذير و مرگبار ، و كشندهاى تبهكار است . » « 1 » و اين سخن كه مىفرمايد : « اى بندگان خدا ! شما را به ترس از خدا سفارش مىكنم و از دنياپرستى شما را مىترسانم ؛ زيرا دنيا خانهاى ناپايدار و جايگاه سختى و مشكلات است ، ساكنان دنيا در حال كوچ كردن و اقامتگزيدگانش به جدايى محكومند . مردم را چونان كشتى طوفانزده در دل درياها مىلرزاند ، برخى از آنان در دل آب ، مرده ، و برخى ديگر بر روى امواج جان سالم بهدر برده ، و بادها با وزيدن آنها را به اين سو و آن سو ، مىكشاند و هرجا كه خواهد مىبرد ، پس آن را كه در آب مىميرد نمىتوان گرفت ، و آنكه رها شده ، نيز بهسوى مرگ مىرود . » « 2 » نمونه اين نوع مطالب و سخنان در كلام امام عليه السّلام ، فراوان است . پس چگونه مىتوان بين دو نگرش پيش گفته جمع كرد ؟ در پاسخ گفته مىشود كه حضرت عليه السّلام مىفرمايد : انسان به خاطر علاقهاش به دنيا ، سرزنش نمىشود . اين بدان معنى نيست كه تكليف از انسان برداشته مىشود ؛ بلكه در واقع نوعى علاقه انسان به دنيا را بيان فرموده است و ديگر اينكه جز بهوسيله مرگ به هيچوجه از خواستههاى
--> ( 1 ) . « أحذّركم الدّنيا فإنّها حلوة خضرة حفّت بالشّهوات و تحبّبت بالعاجلة و راقت بالقليل و تحلّت بالآمال و تزيّنت بالغرور لا تدوم حبرتها و لا تؤمن فجعتها غرّارة ضرّارة حائلة زائلة نافدة بائدة أكّالة غوّالة » نهج البلاغه : خطبه 111 . ( 2 ) . « أوصيكم عباد اللّه بتقوى اللّه و أحذّركم الدّنيا فإنّها دار شخوص و محلّة تنغيص ساكنها ظاعن و قاطنها بائن تميد بأهلها ميدان السّفينة تقصفها العواصف في لجج البحار فمنهم الغرق الوبق و منهم النّاجي على بطون الأمواج تحفزه الرّياح بأذيالها و تحمله على أهوالها فما غرق منها فليس بمستدرك و ما نجا منها فإلى مهلك » . نهج البلاغه : خطبه 196 .